عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

26

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

اكبر و غنيمت اوفر « 1 » شناخت « 2 » ؛ نه « 3 » چنان كه به « 4 » مجالس وعظ مشتى عوام بر در و بام به ايذاء « 5 » و استهزا مشغول گردند ، بلكه جملهء اكابر سادات و عظام علما « 6 » و اعيان شهر و ولايت ، همه به دل حاضر و به جان مستمع ، تا ختم حديث تمام كرد ؛ ( و ) « 7 » بعضى افاضل را كه پيش او بگذارنيدند اجازت روايت جديث « 8 » داد « 9 » . تل اعفر « 10 » قلعه‌اى است در ميان « 11 » موصل و سنجار به بالاى تل بلند . و در حوالى آن درخت بسيار است . موصل اصل ديار جزيره است و بر غربى دجله واقع است « 12 » و « 13 » بر زمينى هامون واقع شده است . « 14 » شهر « 15 » آن « 16 » از دمشق بزرگتر بوده « 17 » ، فامّا حالا خراب است . شهر « 18 » بند آن را « 19 » در اصل از سنگ و آجر بنياد نهاده‌اند . « 20 » از « 21 » شرقى موصل زاب « 22 » اصغر « 23 » از كوه آذربايجان « 24 » به دجله مىريزد . از شهرهاى قديمى است . گويند بناى آن را در اول راوند « 25 » بن بيوراسب « 26 » نهاده است . هوايش در بهار خوش است ، امّا « 27 » تابستان به غايت گرم مىشود ، و در خريف تب « 28 » مىآورد ، و در زمستان سرما بسيار مىشود . و قبر

--> ( 1 ) با : وافر . ( 2 ) با : ساخته . بقيه نسخه مطابق متن . ( 3 ) با : و . ( 4 ) فقط در اساس . ( 5 ) اساس ، با ، گ : بايزا . مو : با نداء . ( 6 ) مو : عظام و علما . ( 7 ) اساس ندارد . ( 8 ) گ ، مل : احاديث . ( 9 ) ما ندارد . ( 10 ) همهء نسخه‌ها جز مو : اغفر . ( 11 ) گ ، مل : ميانه . با : و ميانه . ( 12 ) مو ندارد . ( 13 ) با ، گ ، مل ندارند . ( 14 ) گ ، مل مو ، ندارند . ( 15 ) با ، گ ، مل ، مو : و شهر . ( 16 ) مو : او . ( 17 ) گ ، مل مو ، : بود . ( 18 ) همهء نسخه‌ها جز اساس : و شهر . ( 19 ) مو : او را . ( 20 ) مو : كرده‌اند . ( 21 ) مو : و از . ( 22 ) همهء نسخه‌ها جز اساس : آب . ( 23 ) در مو ، مل شبيه به اصفر است . ( 24 ) اساس : آذربايجان . ( 25 ) اساس بدون نقطه . با ، گ ، مو ، مل : راويد . ( 26 ) اساس ، با ، گ ، بدون نقطه . مو : راوديس سوارست . مل : سوارسب . نك : ياقوت ، 4 / 683 . ( 27 ) مو : فامّا در . ( 28 ) مو : بت .